ماوا

۲۹
فروردين ۹۷

میگن آدم به زندگی در باتلاق هم عادت میکنه حتی!!! حالا چجوری؟ اینجوری...

شما تصور بفرمایید که منزلتون دارای یک حیاط بزرگ بوده باشدیو ( :| ) و تصمیم گرفته شود که در همین حیاط یک ساختمان دیگری بنا بشود،
 صدای انواع و اقسام ماشین آلات مث لودر  و صدای خوشایندِ داد و فریادِ کارگرانِ عزیز یک طرف و شما - که تصمیم گرفتی در همچین اوضاعی درس بخونی و با کتابخونه رفتن هم سازگار نیستی- هم یک طرف دیگر!

خب روزهای اول برنامه رو طوری میچینی که اولویت هات رو بذاری اون ساعت هایی که آرامش هست بخونی

ولی رفته رفته پس از یکی دو ماه  به خودت میای میبینی بله عادت کردی به این وضعیت، اونم چه عادتی :D

امروز که داشتم درس میخوندم یکی از کارگرا اومده بود و چون همکاراش نیومده بودن و تنهایی کار میکرد  آرامشه بود

ییهو یکی از همکاراش اومد و طبق معمول با صدای بلند  به هم سلام گفتن. اینجوری :سلاااااااام 


من یه لبخند کشدار زدم و آروم گفتم سلام و با خودم گفتم آخیش اومدین! چقد همه جا ساکت بود و با صدای بلند شروع کردم درس خوندن :|

+  طوری شدم که وقتی هستن احساس میکنم اینا هم دارن همزمان با من تلاش میکنن و خوشحالم :|

+ چی گفتین ؟ آفتاب پرست هم اینجوری رنگ عوض نمیکنه ؟ بله در جریانم :D:D:D:D



موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۱/۲۹
جیک جیکی

نظرات  (۲)

حالا کارگرا افغانی هستن یا ایرانی؟
پاسخ:
هم ایرانی دارن هم افغانی 
۲۹ فروردين ۹۷ ، ۲۲:۲۴ ربولی حسن کور
سلام 
خوبه که خودتونو سازگار کردین
پاسخ:
سلام.اوهوم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی